کیس درمانی ۱۲
اوردنچر متکی بر ریشه؛ وقتی محدودیت پزشکی مسیر درمان را تغییر داد
بیمار آقای ۶۵ سالهای بود که با پروتزهای متحرک لق و مشکل در جویدن مراجعه کرد. او برای کنترل دیابت از انسولین استفاده میکرد، اما سطح گلوکز خونش در طول روز نوسان قابلتوجهی داشت. بنابراین تصمیمگیری درباره درمان نمیتوانست صرفاً بر اساس شرایط دهان و گزینههای پروتزی انجام شود. پس از مشاوره با متخصص پریودنتولوژی و متخصص غدد، جراحی ایمپلنت در آن مقطع گزینه مناسبی تشخیص داده نشد و طرح درمان باید بدون تکیه بر درمان جراحی طراحی میشد.
در مندیبل فقط دو کانین ۳۳ و ۴۳ باقی مانده بودند. هر دو دندان درمان ریشه قبلی نامناسب داشتند و بخش تاجی آنها نیز پوسیده و برای استفاده پروتزی در وضعیت موجود مناسب نبود. با این حال، کانینهای ۳۳ و ۴۳ از نظر پریودنتال و ساختار باقیمانده prognosis مناسبی داشتند و مستقل از محدودیت پزشکی بیمار نیز دلیلی برای خارجکردن آنها وجود نداشت. همین دو دندان در نهایت به یکی از اجزای اصلی طرح درمان تبدیل شدند.

وضعیت اولیه و محدودیت پزشکی
وقتی محدودیت اصلی فقط در دهان نیست
لقبودن پروتزها شکایت اصلی بیمار بود، اما محدودیت مهمتر از شرایط سیستمیک او ناشی میشد. مسئله صرفاً استفاده از انسولین نبود؛ ناپایداری کنترل گلوکز و ارزیابی متخصصان معالج باعث شد جراحی ایمپلنت در آن مقطع از گزینههای عملی درمان کنار گذاشته شود.
این تصمیم به معنای contraindication دائمی ایمپلنت در بیماران مبتلا به دیابت نیست. در این بیمار مشخص، وضعیت کنترل قند در همان زمان و قضاوت بالینی متخصصان تعیینکننده بود. بنابراین هدف، پیدا کردن یک «جایگزین درجهدو» برای ایمپلنت نبود؛ باید درمانی انتخاب میشد که با شرایط واقعی بیمار سازگار و از نظر بیولوژیک، عملکردی و پروتزی قابلدفاع باشد.

تصمیم درمانی
استفاده از آنچه هنوز ارزش حفظ داشت
کانینهای ۳۳ و ۴۳ مستقل از محدودیت پزشکی بیمار نیز ارزش حفظ داشتند. هر دو دندان تحت retreatment اندودنتیک قرار گرفتند و بخش تاجی آسیبدیده آنها برای دریافت post-ball attachment آماده شد تا بهعنوان اباتمنت اوردنچر مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین حفظ این دو دندان صرفاً جایگزینی اضطراری برای درمان ایمپلنت نبود؛ خودِ حفظ ساختارهای طبیعی قابلاعتماد، بخشی از منطق درمان بود.
طرح نهایی شامل یک پروتز کامل متعارف در فک بالا و یک اوردنچر متکی بر ریشه در فک پایین با دو post-ball attachment بود.
این طرح قرار نبود نسخه سادهشدهای از یک بازسازی ایمپلنتی باشد. ترتیب تصمیمگیری برعکس بود: ابتدا وضعیت پزشکی بیمار، ساختارهای قابلحفظ و نیاز عملکردی او مشخص شدند و سپس طراحی پروتز بر اساس همین واقعیتها شکل گرفت.

طراحی ساختاری و اکلوژن
پروتز متحرک هم به طراحی بیومکانیکی نیاز دارد
متحرکبودن یک پروتز به معنای سادهبودن طراحی بیومکانیکی آن نیست. هر دو پروتز با تقویت فلزی ساخته شدند. در پروتز کامل فک بالا، یکی از دلایل استفاده از reinforcement فلزی، بار عملکردی بیشتری بود که از طرف فک مقابل انتظار میرفت؛ جایی که بهجای یک دنچر کامل متعارف، یک اوردنچر attachment-retained متکی بر ریشه وجود داشت.
برای هر دو پروتز Bilateral Balanced Occlusion برقرار شد. هدف، توزیع کنترلشدهتر تماسهای اکلوزالی و کمک به حفظ ثبات پروتزها در حرکات eccentric بود. این انتخاب بخشی از طراحی همین بیمار بود و نباید بهعنوان یک نسخه ثابت برای تمام درمانهای مشابه تعبیر شود.


نتیجه درمان
بهبود عملکرد در محدودهای که برای بیمار قابلدفاع بود
پس از تحویل پروتزها، گیر و ثبات نسبت به شرایط اولیه بهبود پیدا کرد. بیمار نیز بهبود توانایی جویدن را گزارش کرد و از نتیجه درمان رضایت داشت.
اهمیت این کیس فقط در افزایش گیر اوردنچر با دو post-ball attachment نبود. نکته مهمتر این بود که بدون عبور از محدودیت پزشکی بیمار، از دو ریشهای که هنوز ارزش بیولوژیک و پروتزی داشتند استفاده شد تا عملکرد و ثبات پروتز بهبود پیدا کند.
در چنین شرایطی، اضافهکردن ایمپلنت به هر قیمت نه ضروری بود و نه قابلدفاع. حفظ هدفمند دو ریشه قابلاستفاده، امکان طراحی یک پروتز با گیر بهتر و مسیر نگهداری قابلمدیریت را فراهم کرد، بدون آنکه بیمار در آن مقطع در معرض جراحیای قرار گیرد که برای او مناسب تشخیص داده نشده بود.
پیگیری
چهار سال پیگیری بالینی و رادیوگرافیک
بیمار حدود چهار سال بهصورت بالینی و رادیوگرافیک پیگیری شد. در مراحل اولیه چند sore spot ناشی از پروتز نیاز به اصلاح داشت، اما پس از آن طی دوره پیگیری نیازی به reline، تعمیر ناشی از شکستگی، maintenance اتچمنتها یا maintenance ریشههای اباتمنت گزارش نشد و وضعیت درمان پایدار باقی ماند.
این نتیجه مربوط به یک بیمار مشخص است و نباید از آن نتیجه گرفت که post-ball attachment یا root-supported overdenture بهطور کلی از سایر گزینههای درمانی برتر است. عملکرد بلندمدت چنین درمانی به عوامل متعددی وابسته است؛ از قابلیت حفظ ریشهها و کیفیت درمان اندودنتیک تا طراحی پروتز، کنترل اکلوژن، بهداشت، همکاری بیمار و پیگیری منظم.
جمعبندی
محدودیت پزشکی درمان را متوقف نکرد؛ مسیر درمان را تغییر داد
در این کیس، محدودیت پزشکی درمان را متوقف نکرد؛ مسیر درمان را تغییر داد. جراحی ایمپلنت در آن مقطع گزینه مناسبی نبود، اما دو کانین باقیمانده مندیبل هنوز ارزش بیولوژیک و پروتزی داشتند. با اصلاح وضعیت اندودنتیک آنها و استفاده از این ریشهها برای نگهداری اوردنچر، امکان بهبود گیر و عملکرد بدون عبور از محدودیت سیستمیک بیمار فراهم شد.
برای این بیمار، درمان مناسب لزوماً پیچیدهترین درمان موجود نبود. تصمیم قابلدفاعتر این بود که دو ریشه قابلاستفاده حفظ شوند و پروتزی طراحی شود که هم مشکل عملکردی بیمار را برطرف کند و هم در طول زمان قابلنگهداری باشد. محدودیت پزشکی مسیر درمان را تغییر داد، نه ارزش ساختارهایی را که هنوز قابلحفظ بودند.
کیس بالینی و عکاسی © Dr Mehrdad Akhavan Khaleghi. استفاده یا بازنشر بدون اجازه ممنوع است.